با سلام .
من ادیب هستم واز امروز تصمیم گرفتم که دیگه شیوه وشاید هم مسیر زندگیم رو عوض کنم.
البته نه برای اینکه باراک اوباما میگه : Change , We Can Believe.و نه اینکه دکتر احمدی نژاد میخواد تحول اقتصادی ایجاد کنه , نه ,
چون از روزگاری که داشتم دیگه خسته شدم.وبه خودم گفتم : پسر , تو باید متحول بشی , صد البته تحول من مثل نیوتن هم نبود که یه چیزی بخوره تو سرم و من متحول بشم.
راستشو بخواید حالا میفهمم که این دانشمندا برای چی میگن اعتیاد به هر چی که باشه بده , چون من هم به نوبه خودم این رو تجربه کردم بذارید براتون دلایلش رو توضیح بدم :
قبلا کاری نمیکردم جز نشستن پای کامپیوتر و بازی کردن . برای همین نمیتونستم به کارهای خودم برسم.
یهو میدیدم ساعت شده دوازده شب ولی هنوز پای کامپیوترم و حتی به فکر شکمم هم نیفتادم چه برسه به اینکه به فکر شام درست کردن بیفتم.اولا میگفتم مجردیه دیگه ولی باز روز دیگه میدیدم ساعت شده 6 بعدازظهر ولی من که ساعت 4 که باید میرفتم کلاس , نرفتم. شاید باور نکنید ولی حتی به فکر داشتن یه دوست دختر هم نیفتادم.( البته من دوستانی دارم که دختر هستن مثل دوستانی که پسرند.)
ولی دیگه میخوام همه اینها رو بزارم کنار و یه آدم دیگه ای بشم.
در پست بعدی لیستی از کارهایی که فکر میکنم باید انجامشون بدم تا حداقل یه نتیجه مطلوب یا دلپسند داشته باشم رو مینویسم ولی از نظر دهندگان عزیز انتظار دارم که من رو در این راه یاری بدند.
” همکنون محتاج یاری سبزتان هستم ” ( البته آبی و قرمز هم اگه باشه اشکالی به وجود نمیاد.)










